كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

456

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

أَ ثُمَّ آيا بعد از استعجال إِذا ما وَقَعَ چون واقع شود عذاب و معانيه بينيد آمَنْتُمْ بِهِ ايمان آريد بوى ؟ پس بگوى با ايشان آلْآنَ آيا اكنون ايمان مىآوريد وَ قَدْ كُنْتُمْ و به درستى كه بوديد شما كه از روى استهزاء و تكذيب بِهِ به عذاب يعنى بنزول آن تَسْتَعْجِلُونَ شتاب مىنموديد ثُمَّ قِيلَ پس گفته شود بعد از نزول عذاب لِلَّذِينَ ظَلَمُوا آنان را كه ستم كردند بر خود بشرك و تكذيب كه ايمان باس مقبول نيست ذُوقُوا بچشيد عَذابَ الْخُلْدِ عذاب جاودانى را كه الم آن بر دوام بود هَلْ تُجْزَوْنَ آيا جزا داده مىشويد يعنى جزا نمىدهند شما را إِلَّا بِما كُنْتُمْ مگر به آنچه بوديد كه همه عمر تَكْسِبُونَ كسب مىكرديد از كفر و عصيان آورده‌اند كه حيى بن اخطب از يهود مدينه قبل از هجرت آن حضرت ص به تجارت به مكه رفته بود چون بحرم رسيد و طنطنه دعوت حضرت رسالت‌پناه ص شنيد بمجلس شريف ايشان آمد و بعد از استماع قرآن پرسيد كه اى محمد ص اجاد انت ام هازل اين دعوت كه مىكنى بجدّ است يا بهزل و اين كلام كه مىخوانى به راستى است يا ببازى حق سبحانه آيت فرستاد وَ يَسْتَنْبِئُونَكَ و خبر مىپرسند از تو در باب قرآن و ادّعاء نبوت أَ حَقٌّ هُوَ آيا حق و راستست اين ؟ و گفته‌اند مستهزيان از وعيد يا بعث يا قرآن مىپرسيدند كه حقست يا نى جواب آمد قُلْ إِي وَ رَبِّي بگو اى محمد ص آرى به حق پروردگار من إِنَّهُ لَحَقٌّ به درستى كه دعوى من يا قرآن يا بعث يا عذاب موعود حق است و راست و درست وَ ما أَنْتُمْ و نيستيد شما بِمُعْجِزِينَ عاجزكنندگان خداى را از عذاب كردن يعنى عجز بقدرت او راه نيابد و شما عذاب وى از خويش باز نتوانيد داشت وَ لَوْ أَنَّ و اگر باشد لِكُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ مر هر نفسى را كه ستم كرده است بر خود بكفر يعنى اگر كافرى را باشد ما فِي الْأَرْضِ آنچه در زمين ست از مال و متاع لَافْتَدَتْ بِهِ هر آئينه فدا دهد به‌آنچه دارد تا خود را از عذاب باز خرد وَ أَسَرُّوا النَّدامَةَ و بپوشند پشيمانى خود را از ياران و هواداران خود كه مبادا از ايشان سرزنش و ملامت شنوند يا آنكه مبهوت شوند از هول عذاب و بر نطق قادر نباشند و در تاج التفاسير آورده كه دريابند الم حسرت و ندامت را در درونهاى خويش و گفته‌اند اسرار بمعنى اظهار است و اين از لغات متضاده باشد مضمونش آنكه مشركان اظهار ندامت كنند از اعمال خود لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ آن هنگام كه ببينند عذاب را وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ و حكم كرده شود ميان مؤمنان و كافران يا رؤسا و اتباع يا ظالمان و مظلومان بِالْقِسْطِ بداد و راستى وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ و ايشان ستم‌ديده نشوند به نقصان ثواب و افزونى عقاب أَلا إِنَّ لِلَّهِ بدانيد آنكه به درستى كه خداى راست ما فِي السَّماواتِ آنچه در آسمانهاست وَ الْأَرْضِ و آنچه در زمينست پس به فداى كافران احتياج ندارد و بر ايصال ثواب و عقاب قادرست أَلا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ بدانيد آنكه وعده خداى در مثوبت و عقوبت حَقٌّ راستست و در ان خلاف ممكن نيست وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ و ليكن بيشتر اهل كفر و ظلم لا يَعْلَمُونَ نمىدانند به جهت آنكه به دنيا مغروراند و از شناختن عقبى دور مثنوى مانده در تنگناى اين مجلس * غير ديد دنيا نديد ديده حس چشم دل كو كه پرده‌ها به درد * جانب ملك آخرت نگرد مرغ كو در قفس زبون باشد چه شناسد كه باغ چون باشد .